عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

243

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

گفت جلّ جلاله : وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ . و علم حقيقت را گفت : وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً ، همانست كه گفت : عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً . و شرح اين هر دو نوع علم جاى ديگر گفته شود ان شاء اللَّه . و آنچه مصطفى ( ص ) گفت : « طلب العلم فريضة على كل مسلم » ، علما مختلف‌اند كه از اين انواع علوم كدامست . متكلم گفت : علم كلام است ، كه معرفت حق تعالى بدان حاصل مىآيد . فقها گفتند : علم فقه است ، كه حلال از حرام بوى جدا مىشود . اصحاب حديث گفتند : علم كتاب و سنت است كه اصل علوم شرع آنست . صوفيان گفتند : علم احوال دل است ، كه راه بندگى آنست ، و سعادت بنده در آن است ، اما اختيار محققان آنست كه اين خبر بيك علم مخصوص نيست ، و اين علمها همه نيز واجب نيست بلكه هر چه بنده را بدان حاجت است ، در وقت حاجت واجب است ، پس معنى خبر آنست كه طلب علمى كه بنده را به عمل آن حاجت است واجب است . نخست علم معرفت خداست ، و اعتقاد اهل سنت . پس علم نماز و طهارت ، آن مقدار كه فريضه است ، و آنچه سنت است علم آن نيز سنت است ، و چون فراماه رمضان رسد روزه داشتن در ماه رمضان فريضه است ، و اگر نصابى مال وى را حاصل شود چون يك سال تمام بسر شود ، بر وى واجب است كه بداند كه زكات آن چند است ، و فرا كه مىبايد داد ؟ و شرط آن چيست ؟ و علم حج همچنين آن گه كه فرا راه خواهد بود بر وى واجب است كه بداند و بشناسد اركان و فرائض و شرائط آن ، و همچنين هر كار كه فرا پيش وى آيد چون نكاح و تجارت و مزدورى و پيشه‌ورى آن گه كه فرا پيش گيرد بر وى واجب است كه است بداند شرائط آن ، و حلال و حرام آن ، و بيرون از اين آنچه بدل تعلق دارد واجب است بر هر مسلمان كه بداند كه حسد و ريا و عجب و حقد و عداوت و گمان بد به مسلمانان بردن اين همه حرام است . پس معلوم شد كه هيچ مسلمان از علم مستغنى